|
نگرشی نو به مسائل اجتماعی بررسی مشکلات اجتماعی از نظر زمان
| ||
اثر دعاهمسر شهید همت: مشغول آشپزی بودم، آشوب عجیبی در دلم افتاد، مهمان داشتم، به مهمانها گفتم: شما آشپزی کنید من الان بر می گردم. رفتم نشستم برای ابراهیم نماز خواندم، دعا کردم، گریه کردم که سالم بماند، یک بار دیگر بیاید ببینمش. ابراهیم که آمد به او گفتم که چی شد و چه کار کردم. رنگش عوض شد و سکوت کرد، گفتم: چه شده مگر؟ گفت: درست در همان لحظه می خواستیم از جاده ای رد شویم که مین گذاری شده بود. اگر یک دسته از نیروهای خودشان از آنجا رد نشده بودند، می دانی چی می شد ژیلا؟ خندیدم. باخنده گفت: تو نمی گذاری من شهید بشوم، تو سدّ راه شهادت من شده ای؟ بگذر از من! همسر شهید همت می گوید: بارها به من می گفتند: «این چه فرمانده لشکری است که هیچ وقت زخمی نمی شود؟ برای خودم هم سؤال شده بود، از او می پرسیدم: تو چرا هیچ وقت زخمی نمی شوی؟ می خندید ،حرف تو حرف می آورد و چیزی نمی گفت. آخر، شب تولد مصطفی رازش را به من گفت: «پیش خدا کنار خانه اش، از او چند چیز خواستم: اول: تو را، بعد: دو پسر از تو تا خونم باقی بماند، بعد هم اینکه اگر قرار است بروم زخمی یا اسیر نشوم. آخرش هم اینکه نباشم توی مملکتی که امامش توش نفس نکشد.» همین هم شد. [ پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۸/۲۹ ] [ 10:33 ] [ جسمان صبور ]
[ پنجشنبه ۱۳۹۹/۰۸/۲۹ ] [ 10:25 ] [ جسمان صبور ]
چندنکته راهبردی اول اینکه، گاهی سختی ها و فراز و نشیبهای زندگی، برای آن است که از درون رشد کنی، قدرت ریشه هایت را بالا ببری تا بتوانی مانند خورشید بدرخشی و جهانی را از وجودت روشن سازی. دوم، اگر ضعف از خودت نشان بدهی و در برابر سختی ها و ناملایمتهای زندگی، کم بیاوری و دستهایت را به نشان تسلیم شدن بالا ببری، بازنده واقعی هستی! شکست بخشی از زندگی ما انسان هاست و تا شکستی نباشید پیروزی هیچ طعم شیرینی نخواهد داشت. پس باید برای آنکه بتوانی بدرخشی و در دنیای جنگهای تحمیلی نامی مثل مریم میرزاخانی شوی، باید ضعف و ترس از شکست را کنار بگذاری. سوم، اگر خودت را با دیگری مقایسه کردی، دیگر دنبال رسیدن به اهداف بالاتر نباش! مقایسه کردن همیشه بد نیست، ولی از آنجایی که معمولا زمانی اینکار را می کنیم که در شرایط بدی باشیم ویا در رسیدن به هدفی، تلاشهایمان نتیجه نداده، پس بهتر است این فکر را از اساس از سرت بیرون کنی. بدون شک، آنچه هستی، شاید بهترین حالت خود خود تو نباشد (چرا که انسان ذاتا کمال طلب است و همواره بدنبال بهترین هاست) اما بسیار بهتر از آن است که بخواهی با مقایسه کردن داشته ها و نداشته هایت یا پیروزی ها و شکستهایت با دیگران، خودت را متهم اصلی کنی! آن وقت نه تنها پیروز نشدی، بلکه در برابر وجدان خودت هم بازنده بودی. چهارم، چشیدن طعم پیروزی بدون آنکه رقابتی وجود داشته باشد یا مانعی، به هیچ وجه لذت بخش نیست. فکر کن در مسابقه ای حضور پیدا می کنی که تنها شرکت کننده اش خودت باشی… قبل از آنکه مسابقه شروع شود مشخص است که تو پیروز هستی! فکر می کنید این نوع پیروزی چه حسی دارد؟ بعد از رد کردن خط پایان می توانی دستهایت را با شوق به نشانه پیروزی بالا ببری و در برابر تشویقها و آفرین گفتن های دیگران، سرشار از شادی و انرژی شوی؟ اما حالا فکر کن، کنار تو شخص دیگری هست که رقیب تو است و باید با آن مبارزه کنی. چقدر حست متفاوت شد؟ حال فکر کن در زندگی هم، موانع و مشکلات، همین نفر دومی است که منتظر است در برابرش دستهایت را این بار به نشانه تسلیم بالا ببری! حاضری در برابر این رقیب سرسخت کم بیاوری؟؟؟ من که هیچ وقت حاضر نیستم چنین کاری کنم.
[ سه شنبه ۱۳۹۹/۰۸/۲۷ ] [ 13:13 ] [ جسمان صبور ]
ماه پر برکت ربیع الاول را پشت سر گذاشتیم ، و اکنون وارد یک ماه دیگر از ماه های خوب خدا می شویم ،این گذشت ایام و رفتن و آمدن روزه ها و ماه ها گذر عمر ما را نشان می دهد و چه خوب است که در این گذران عمر از هر فرصتی بهره ها ببریم . هر زمانی را با یاد خداوند متعال و کوشش در جلب رضایت ربوبیش آباد کنیم تا إن شاء الله با دستانی پر راهی دیار باقی شویم . |
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||